جسمم را –برای تعالی روحم– تکه تکه کردم
و روحم را –برای التیام دردهای جسمم– از یاد بردم
وقتی باید حرف بزنم
در حالی که لغات سخت خائن اند
کاش سکوتم را میشنیدیبین انبوه این افکار و آینه ها
آینه های محدب
آینه های مقعر
آینه های معوج
***
هنوز نباید آنقدر ضعیف باشم
که به backspace پناه ببرم
به delete
به shift+delete
نه آنچه که با تلاش از مغزت بیرون میکشی
بدان که غم و شادی
هر دو ضعف هستند
غم خورده خورده تو را از پا در می آورد
و شادی تو را مغرور میکند و یکباره زمین میزند
آنچه نیاز داری قدرت است
قدرت در برابر خودت
قدرتمندترین انسانها
در برابر خودشان از بقیه قدرتمندترند
آنها در برابر هر سستی ای ایستاده اند
***
حرف دل
حرف دل
حرف دل
حرف دل
دل چه میگوید؟
آیا دل حرفی دارد؟
آیا دلی وجود دارد؟
آیا مغزی وجود دارد؟
***
حلزون
هرچقدر هم از شاخه ای به شاخه ای بروی
هرگز به خورشید نخواهی رسید
"حالا چشماتو باز کن ... من همین جام ... پشت این کلمه ها ..."
ولی تو منو ندیدی
و وقتی بیرون اومدم فهمیدم
منو تنها گذاشتی
و دیگه منو پیدا نمیکنی
و دیگه تو رو پیدا نمیکنم
و دیگه هیچ کس نیست که منو پیدا کنه
بیچاره perfectionist وقتی فهمید perfect هایی که دنبالشان است با هم در تعارض اند تصمیم گرفت به طرز perfect ای عادی باشد به هر حال او یک perfectionist است *** بیچاره perfectionist حتی وقتی خواست اوج حماقتش را بازگو کند خود را ملزم دید که کلمات prefect ای را انتخاب کند به هر حال او یک prefectionist است *** بیچاره perfectionist حتی وقتی برای نوشتن 12 خط 12 ساعت وقت گذاشت اصلا از چیزی که نوشت راضی نبود به هر حال او یک perfectionist است